با خواهرم دو هفته س که قهر کردم کلی حرف دارم که دلم میخواد برا اون همشو بگم.الان تو تخت کناری خوابیده تمام امروزو بادوستش بیرون بوده تا وقتی اونو داره معلومه که با من دوست نمیشه .وقتی منو به دختر عموی دوستش میفروشه دیگه تهش معلومههههههههه هیییییییییییییییییییی تنهایی اذیتم میکنه دلم میخواد یکی باشه که اذیتم نکنه لطفا زودتر بیا دیگه نمیتونم منتظرت بمونم
برچسب: زهرا, نویسنده: پرهام قنبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:54
قبلنا فک میکردم نوشتن کمکم میکنه اما الان هرچی کمتر بنویسم برام بهتره و ارومتر میمونم تو ذهنم راحتترم تا وقتی به زبون نیاوردمشون اونقدرام بنظرم وحشتناک و سخت نیست ولی تا به زبونش میارمشون یهووی فک میکنم سختترین وحل نشدنی ترین مشکلای دنیاس
برچسب: نوشتن, نویسنده: پرهام قنبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:54
توروخدا یکی برا من یه کامنت بذاره دق کردم تنهایی تو این بیقوله یکی بیاد بگه عاشق پستای من شده یا حداقل بگه با من میخواد دوست شع ای باباااااااااا
برچسب: کامنت, نویسنده: پرهام قنبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:54